ویژگی مدیران بد

پانزده ویژگی مدیران بد را بشناسید

ویژگی مدیران بد

15 ویژگی مدیران بد که منجر به کاهش کارایی بنگاه هاي اقتصادي می شود:

ویژگی مدیران بد
به انتخاب مجله فوربس براساس اولویت ها مشخص شده اند. این ویژگی ها می توانند صدمات سختی به موسسات مالی و بنگاه هاي صنعتی وارد کنند.

ویژگی مدیران بد
سعید ارکانی: این خیلی مهم است که بفهمید وقتی یک نفر در موقعیت مدیریت یک سازمان قرار می گیرد، لزوما داراي ویژگی هاي مدیریت نیست. بهعبارت دیگر، همه مدیران مانند یکدیگر خلق نشده اند. مشکل بسیاري از سازمانها این است که نمی توانند مشکل را تشخیص دهند یا این که نمی توانند مدیران خوب را از مدیران بد متمایز کنند. در این مطلب، به تعداد معدودي از ویژگی هاي مدیران بد پرداخته شده است که باید خیلی واضح باشند اما ظاهرا این طور نیستند.
اگر پرسیده شود که این نوشته، یک چک لیست ساده است براي این که به سرعت قابلیت مدیریت مدیران را بشناسیم، پاسخ کوتاه بله است، اما به خاطر داشته باشید که ساده بودن و سریع بودن، همیشه لزوما یک معنی نمی دهند. انبوهی از تستها، بررسی ها، رزومه هاي کاري و دیگر ابزار وجود دارند که درباره وجود یا نبود قابلیت مدیریت افراد قضاوت می کنند. مشکل این ابزار این است که آنها خیلی نظري، تحلیلی و داراي احتمال خطاي زیادي هستند در حالی که بله، سریع، راحت و در بسیاري از موارد ارزان هستند. اما راه دیگري هم براي آگاهی به قابلیت مدیریت افراد وجود دارد؛ اگر واقعا می خواهید به قابلیت افراد آگاه شوید، به آنها یک مسئولیت بدهید و ببینید که با این مسئولیت چه می کنند. مدیران به نتیجه می رسند. هر چند ممکن است آن نتیجه، به خصوص درباره مدیران داراي تجربه کمتر، خیلی خوب یا اصلا خوب نباشد اما نکته اصلی این است که آنها سرانجام راهی پیدا می کنند که کار را به پایان برسانند.
اما این تستها و چک لیستها به چه دردي می خورند؟ اگر کسب و کار شما یا سازمانی که مالکیت آن را به عهده دارید، در شناخت مدیران مشکل داشته باشد یا اصلا با کمبود مدیر سازمانی روبه رو باشد، شما مشکل تست قابلیتهاي مدیریت ندارید بله مشکل مدیریت را در سازمان دارید. امروزه یکی از «. موفقیت بدون موفقها به وجود نمی آید » : مسئولیتهاي مدیران سازمانها این است که مدیران بیشتر و بهتري را تربیت کنند. جان ماکسول می گوید چک لیست زیر اگر به خوبی اجرا و به موارد آن توجه شود، تستی بسیار عملی، درست و موثر است. اگر سازمان شما مدیرانی دارد که موارد مورد اشاره در این چک لیست را شامل نمی شوند، می توانید آنها را  بشناسید، رتبه بندي شان کنید و ترتیبی بدهید که در مواردي که مشکل دارند، پیشرفت کنند. بنابراین در آخر کار، می توانید بفهمید که باید آنها را نگه دارید تا رشد کنند یا این که باید از سازمان شما بیرون بروند.

ویژگی مدیران بد

1- مدیري که نمیتواند ببیند، احتمالا راهش را پیدا نخواهد کرد

مدیران بدون زاویه دید موفق نمی شوند. آنهایی که زاویه دید ندارند، نمی توانند به تیم انگیزه بدهند، نیروها را ترغیب کنند و ارزهاي متداوم را به وجود بیاورند. زاویه دید خیلی نزدیک، زاویه دید بسیار عمیق، زاویه دیدي که ناگهان تغییر می کند یا اصلا نبود زاویه دید، باعث شکست مدیران می شود. کار یک مدیر سازمان این است که سازمان را به سوي یک زاویه دید روشن و قابل دسترس هدایت کند. این هدف محقق نمی شود وقتی که یک نابینا می خواهد نابیناي دیگري را راهنمایی کند.

2- مدیرانی که خودشان را مدیریت نمیکنند مدیري که شخصیت یا شرافت و صداقت ندارد، نمی تواند در طول زمان دوام بیاورد.

این مهم نیست که یک فرد چقدر باهوش، صمیمی، انگیزه دهنده یا با دانش باشد، اگر او با اعمال غیر اخلاقی، بخواهد اهداف اکنون یا آینده را پیش ببرند، عاقبت به دلیل همین رفتار خودشان شکست خواهند خورد. گذر کردن از اخلاقیات، فرمولی براي رسیدن به موفقیت نیست.

3- انجامش بده یا ساکت شو

هیچ مشکلی، ضعف مدیریت را مانند ضعف در انجام کارها نشان نمی دهد. هیچ کس کامل نیست اما مدیرانی که به طور پیوسته موفق نمی شوند و شکست می خورند، فارغ از این که چقدر دوست داشته باشند که موفق شوند، مدیر نیستند. وقتی که یک مدیر به مدت طولانی هیچ برنامه اي را نمی تواند با موفقیت پشت سر بگذارد، این نکته در حافظه جمعی سازمان وارد می شود که امکان انجام درست کارها در سازمان کم است. کسی که به طور پیوسته در انجام کارها موفق می شود، شانس بیشتري در موفقیت کارهاي بعدیش، نسبت به کسی که موفق نمی شود دارد. باید به خاطر داشته باشید که مدیرانی که قابلیتشان در انجام کارها ثابت نشده، ریسک بیشتري براي شکست خوردن دارند. صاحبان کسب و کار، توان بالقوه مدیران را تشخیص می دهند اما براي موفقیتهایی هم که مدیران در گذشته داشته اند، ارزش قایلند.

ویژگی مدیران بد

4- مراقب همه چیزدانها باشید بهترین مدیران کسانی هستند که می دانند که چقدر نمی دانند.

آنها نیازي ندارند که باهوشترین فرد در سازمان باشند اما اشتیاق سیري ناپذیري دارند که از دیگران بیاموزند. مدیرانی که رشد نمی کنند، نخواهند توانست کسب و کاري را که در حال رشد است، مدیریت کنند. یکی از مشخصه هاي شناخت مدیران و رهبران بزرگ، کنجکاوي بسیار زیاد آنان است. اگر یک مدیر درباره جنبه هاي مختلف کار در سازمان تحت مدیریتش به خوبی کنجکاو نباشد، مطمئن باشید که در طول زمان براي او مشکلات بسیاري پیش خواهد آمد.

5- وقتی که مشکلی در ارتباط وجود دارد هنگامی که یک مدیر مدام به وسیله کسانی که آنها را مشاهده نمی کند، مشکل پیدا می کند و براي حل آن سردرگم می شود،

در واقع هم با مشکل مدیریتی و هم با مشکل ارتباطات در سازمان روبه رو است. می توانید مدیرانی با ارتباطات ضعیف در هر سازمانی را مشاهده کنید که زیاد در موقعیت خود دوام نمیآورند. مدیران بزرگ، به طور تاثیرگذاري می توانند با افراد سازمان، رسانه ها، مجامع و محیط اطراف خود ارتباط برقرار کنند. آنها گوش کننده هاي فعالی هستند که جریان فکري شان مدام کار می کند و می دانند که چه موقعی حرف بزنند، کم حرف بزنند یا اصلا ساکت باشند.

6- همه کارها را دیگران بر دوش میکشند را درك نکند،

نمی تواند منشا به وجود آمدن صداقت، اعتماد به نفس و وفاداري در سازمانی باشد که آن را مدیریت « گذشتن از خود » اگر یک مدیر مفهوم می کند. هر مدیري، فقط به همان خوبی مجموعه اي است که در حال مدیریت آن است. نبود یا از بین بردن کمی غرور، اعتماد به نفس، جاه طلبی و اعتقاد به خود در یک تیم، از خصوصیتهاي مدیریت شایسته نیست. مدیران واقعی ادعا می کنند، فضا را براي کار مهیا می کنند و از اعتبار خود خرج می کنند؛ نه این که فقط از دیگران استفاده کنند. داستان خیلی کوتاه است: اگر یک مدیر با نبود اعتماد به نفس در سازمان زیر مجموعه خود روبه رو باشد، کارش تمام
است.

7- ترانه عشق نمیسراید

در حالی که مدیریت و رهبري و نیز عشق، دو کلمه اي هستند که خیلی کم اتفاق می افتد در یک جمله با هم بیایند، باید به شما اطمینان داد که مدیران بزرگ خیلی به ندرت از یک سازمان خارج می شوند، مگر این که در آن عشق به اندازه کافی وجود نداشته باشد یا تمرین نشده باشد. اگر شکستهاي مدیران را در جایی جمع کنیم و به عنوان یک کلاس آموزشی به آنها نگاه کنیم، می توان دید که نبود عشق، عشق نابجا یا عشق بی منطق دلیل موفق نشدن آنها یا دست کم ریشه علتهاي شکستشان بوده است. همدردي، فروتنی و مهربانی، ترانه هاي مدیریت قوي هستند نه نشانه اي از مدیریت ضعیف.

8- یک روش براي همه

انواع مدیریت یا راهی که » بهترین مدیران کسانی اند که در روشهایشان روان و منعطف هستند. آنها به قدرت و نیز ضرورت پیش زمینه مدیریتشان آگاهند. سبک مدیریتی در مدیریت جهان امروز دیگر جواب نمی دهد و به گسستگی فرهنگ سازمانی و نهایتا تبدیل سازمان به یک سازمان نابارور و ضد « من می گویم یا هیچ راهی تولیدي، می انجامد. تنها مدیرانی که می توانند به سرعت مسایل را تشخیص دهند و روشهاي خود را با موقعیتهاي جاري وفق دهند، می توانند در بلند مدتموفق باشند. در ذهنتان را باز بگذارید بدون این که انحصار براي فکر خود قایل شوید، گاهی عقب نشینی کنید بدون این که بخواهید همه چیز را کنترل میکنید و با اعضاي سازمان همکاري کنید به جاي این که اقتدارطلبانه برخورد کنید.

9- نبود تمرکز

مدیریت کمتر درباره تعادل است و بیشتر مشغول اولویتهاست. بهترین مدیران کسانی هستند که به طور بی رحمانه اي در کارشان تمرکز می کنند. مدیرانی که بر کارهایشان تمرکز نمی کنند و به جزییات توجه کافی ندارند، نیازمند به کار بردن کمکها و منابع اضافی هستند و آنها را با عصبیت بسیار زیادي به کار می گیرند. مدیرانی که توجه کافی به کارشان ندارند، خود و تیمشان را با شکست مواجه خواهند کرد. مدیرانی که انضباط کاري ندارند، رفتار نادرستی را پیش گرفته اند که به طرز اجتناب ناپذیري تاثیرشان را کم می کند. وقتی مدیران تمرکز خود را بر کار از دست می دهند، سازمان تحت مدیریت آنها با بزرگترین خطرها روبه رو می شود.

10- مرگ در لحظه

احساس راحتی بهترین سازمانها رقباي خود را در حرکت به سوي آینده شکست می دهند و بهترین مدیران می دانند که چطور آینده را رقم بزنند. مدیرانی که با موقعیتحال حاضر راحت هستند یا آنهایی که تمرکز بیشتري بر باقی ماندن در موقعیت فعلی دارند تا رشد در آینده، در دراز مدت نمی توانند بازده خوبی داشته باشند. بهترین مدیران بر تغییرات مدیریتی و نوآوریها تمرکز می کنند تا سازمان را همواره تازه، پویا و در حال رشد نگه دارند. جان کلام این است که مدیران که کسب و کار را ایستا نگه می دارند، خود را به سوي شکست می برند.

11- به مشتریان توجه نمیکنند مدیرانی که به نیازهاي بازار بی توجهند، شکست خواهند خورد.

طبق آن چه یک ضرب المثل قدیمی می گوید، اگر شما به مشتري خود توجه نکنید، کس دیگري کاري بیشتر از خوشحال انجام می دهد. مدیران موفق بر تجربه مشتریان تمرکز می کنند که این تجربه ها آنها را به سوي مفاهیم رضایت و وفاداري می کشاند. بهترین مدیران راههایی را براي همیشه ارتباط داشتن با مشتریان پیدا می کنند و آنها را در خلق نوآوریها و طرحهاي خود براي کسب و کار، دخالت می دهند. اگر شما مشتریان را نادیده بگیرید، با آنها بدرفتاري کنید یا به هر طریقی براي آنها ارزش قایل نباشید، روزهاي شما در کسوت یک مدیر محدود خواهد بود.

12- سرمایه گذاري کنید

مدیرانی که بر روي کسانی که مدیریتشان می کنند، به طور کامل سرمایه گذاري نکرده اند، موفق نمی شوند. بهترین مدیران تیمشان را حمایت می کنند، آن را می سازند، تیم را هدایت و رهبري می کنند و واقعا به تیم توجه می کنند. مدیرانی که به طور کامل بر روي تیمشان سرمایه گذاري نکرده اند، تیم ندارند یا دست کم تیمی موثر و کارا ندارند. هیچ گاه این ضرب المثل قدیمی را از یاد نبرید که می گوید مردم اهمیت نمی دهند که شما چقدر می دانید تا وقتی کهآنها بدانند شما چقدر اهمیت می دهید.

ویژگی مدیران بد

13- پاسخگو باشید

رهبران واقعی پاسخگو هستند. آنها مدعی نیستند و هیچ وقت موفقیت تیمشان را تضمین نمی کنند اما همیشه مسئولیت خود را در شکستهایی که در تیمتحت مدیریتشان اتفاق می افتد، می پذیرند. بسیاري از مدیران نیز پاسخگوي تیمشان هستند. هر مدیري که پاسخگوي افراد نباشد، نهایتا از جانب افراد واداری به پاسخگویی می شود.

ویژگی مدیران بد

14- اشتباهات فرهنگی

این مورد مربوط به فرهنگ است. همه تلاشها، نوآوریها و استعدادها را فراموش کنید و آنها را غیرکارا بدانید، اگر در هماهنگی با دیگران نباشد. به فرهنگ سازمان اجازه ندهید که هر طور می خواهد رشد کند و تلاش کنید که آنها را هدایت و طراحی کنید. اولین قدم براي طراحی سازمان، این است که بسیار بسیار مراقبت باشید که به چه کسی اجازه می دهید از در جلویی داخل بیاید. رفتارها، عقاید و نگرشها در سازمان قابل سرایت هستند. این نکته منفی یا مثبتی می تواند باشد و به انتخاب شما بستگی دارد. این ضرب المثل قدیمی می گوید که استعداد پدر استعداد است، درست است اما وقتی که یک استعداد با فرهنگ ترکیب می شود، تاثیر مثبت بیشتري دارد از استعدادي که با فرهنگ ترکیب نشده است.

15- کمی شهامت به خرج بدهید

مدیریت بدون شجاعت یک لطیفه است. مقصود یک عرض اندام بی باکانه اما بی منطق نیست بلکه یک شجاعت واقعی منظور است. شجاعت است که باعث شکستن هنجارها و در افتادن در وضعیت جاري، یافتن فرصتهاي جدید، کاهش زیانها، تصمیم گیري سخت، درس گرفتن بیش از صحبت کردن، پذیرش خطاها، فراموش کردن خطاهاي دیگران، اجازه ندادن به شکستها براي کاهش انگیزه ها، باقی ماندن بر سر ارزشهاي اساسی سازمان می شود. شما هیچ یک از این کارهاي بدون شجاعت نمی توانید انجام دهید. شجاعت است که شما را متقاعد می کند که کار درست را انجام بدهید وقتی که می بینید کاري ساده تر پیش پاي شما وجود دارد.

ویژگی مدیران بد

ویژگی مدیران بد

ویژگی مدیران بد

 

دکوراسیون اداری
میز اداری
مبلمان اداری
مبلمان اداری
میز اداری
مبلمان اداری
دکوراسیون اداری
میز اداری
میز کنفرانس
پارتیشن اداری
پارتیشن اداری
پارتیشن دوجداره
پارتیشن اداری
پارتیشن
میز
مبلمان و دکوراسیون
میز مدیریت
میز اداری ویژگی مدیران بد
پارتیشن

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *